محمد مهدى ملايرى

325

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به كسكر روى آورد و جنگى بين آنها درگرفت ، در آن جنگ ميمنه و ميسره سپاه نرسى را دو تن از پسر داييهاى او به نامهاى بندويه و تيرويه عهده‌دار بودند . اين دو تن پسران ويستهم يا گستهم ( در عربى بسطام ) يكى از داييهاى خسروپرويز بودند كه با كشتن هرمز پدر خسرو با او همدست شده بودند . ( شرح اين داستان را در جلد اول همين كتاب از صفحه 324 به بعد خواهيد يافت ) . در اين جنگ نرسى شكست يافت و املاك او به تصرف اعراب درآمد و از آنجا و به خصوص از نرسيان ملك اختصاصى او غنايم بسيار و خوراكيهاى نادر و فراوان به دست آنها افتاد و بر خزاين او هم دست يافتند « 1 » . از جمله فرماندهان و دهقانان اين ناحيه كه تسليم ابو عبيده شدند يكى هم كسى بود كه طبرى او را الاندرز غربن الخوكبد ( - اندرزگر پسر خوكبد ) نوشته « 2 » و از اين لقب معلوم مىشود از سرشناسان دولت ساسانى بوده . ابو عبيد پس از اين جنگ و جنگهاى ديگرى كه با حكام محلى اين ناحيه كرده و فاتح شده بود سرانجام در جنگ با بهمن جادويه كه عربها او را ذو الحاجب خوانده‌اند و رستم او را با سپاهى به جنگ با اعراب فرستاده بود در حاشيه فرات كشته شد و سپاهيان او نيز شكست يافته و از فرات گذشته به صحرا گريختند و چنان كه پيش از اين گذشت « 3 » بهمن درصدد بود كه او هم در تعقيب آنان از فرات بگذرد كه خبر يافت در پايتخت سران و فرمان‌روايان با يكديگر به ستيز برخاسته‌اند و بدين‌سبب شتابان به پايتخت بازگشت . زادان فرّخ پسر پيرى كسكرى از مردان سرشناسى كه از كسكر برخاسته و در تاريخ و فرهنگ ايران نام و اثرى از آنها بر جاى مانده است . يكى زادان فرخ پسر پيرى كسكرى است كه سالها رياست ديوان خراج عراق را در آن سالها كه ديوان هنوز به زبان فارسى بود بر عهده داشت . و پس از آن‌كه در دوران حجّاج بن يوسف امير عراق ، در فتنهء ابن اشعث ، كه يكى از رويدادهاى مهم

--> ( 1 ) . طبرى 1 / 2170 . ( 2 ) . طبرى ، 1 / 1271 . ( 3 ) . در جلد اول همين كتاب ص 400 به بعد .